بازگشت همه به سوی اوست.
سلام دختر نازم چهار شنبه شرکت تعطیل بود و من و تو خونه بودیم تصمیم گرفتم برم دنبال کارای کارت ملی.خلاصه تو رو گذاشتم پیش مامان سکینه و رفتم کارامو انجام دادم و اومدم. مامان سکینه خونه خاله محبوبه بود و من اومدم مجبور شدم ناهار اونجا بمونم بعد از ظهر هم یه سر رفتیم پیش ملینا کوچولو.... خلاصه زن عمو و عمو علی ملینا کوچولو رو بردن حمام و توکلی ذوق میکردی ..... مامان اکرم زنگ زد و گفت که حال عمه لیلا خوب نیست ومن تهران نرم چون من میخواستم با خاله مریم فرداش برم تهران..من فهمیدم که عمه جون فوت کرده و خیلی ناراحت شدم و کلی گریه کردم و همه کلی ناراحت شدن....... شب هم بابا جون احمد و بقیه اومدن ساوه و فردا یعنی پنج شنبه خاکسپاری بود....
نویسنده :
عاطفه محمدی مجد
8:44


