کیانا خدامیکیانا خدامی، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

فرشته ای از آسمون

زندگی با تو برایم مفهومی دیگر دارد........

 

 

بارخدایا!کمکم کن که لیاقت نام مادر را داشته باشم.

برای دخترم که با آمدنش عشق را برای ما جاودانه ساخت.

 

ادامه ی عکسهای تولد کیانای نازم

عزیز دل مامان اینم ادامه ی عکسات عاشقتم یکی یدونه تعداد عکسات خیلی زیاده نازنینم سعی کردم همه چی عالی باه و بهت خیلی خوش بگذره انشالاهمه ی بچه ها شاد و سلامت باشن همیشه تو هم همینطور عزیزترینم به امید روزهای عالی عاشقتم ...
10 اسفند 1395

پایان سال نزدیک است

سلام عشق مامان امروز 10 اسفند 1395 است و روز تولد توست.تو وارد 8 سال شدی و باورم نمیشه این قدر زود گذشت.نازنینم یگانه دخترم تو کلاس اول هستی و امسال خونمون با رفتن تو به کلاس اول رنگ و بوی دیگه ای گرفته بود. همش دارم سعی میکنم که بهترین باشی تو همه ی درسات خودت هم خیلی همکاری میکنی! نازگل مامان  نمیدونم چرا دیگه مثل قبل نمیتونم روتین بیام و وبلاگت رو آپ کنم؟؟؟؟؟؟؟؟ البته بودن شبکه های اجتماعی بی تاثیر نیست ولی من بهت قول دادم که اینجا برات از همه چی بگم تا دفتر خاطراتی باشه برات که بعدا هر وقت بزرگتر شدی بیای و این اتفاقات رو بخونی......... هفته ی گذشته برات تولدت رو گرفتم چون این هفته شهادت حضرت فاطمه هست و ایام فاطمیه یه ت...
10 اسفند 1395

ادامه ی گوناگون

سلام دنیای من تو پست قبلی کلی عکس خوشگل ازت گذاشتم تو این پست تکمیلشون میکنم تولد مامان جون این عکس هم بازم مال کانال دوستمه کلاه برند منگو و عینکH&M کیانا وکارن نازم کیانا و آنیسای خوشگلم کیانا و آدرینای خوردنی من کیانا ونیکی ناز و مانی عزیزم و در پایان هم عکس کیانا جونم تو سفر(چشمه علی دامغان) که جا مونده از پست قبل دوستت دارم زندگی مامان   ...
11 مرداد 1395

گوناگون

سلام به روی ماهت نفس مامان بازم دیر اومدم شرمنده ام ولی دست پر اومدم با یه عالمه عکسای خوجل هر چی عکس باحال تو این مدت داری برات میزارم اینجا اگر توضیحی لازم بود یه کوچولو توضیحم میدم یه سری لباس از کانال یکی از دوستام برات خریدم گفته بود عکس بگیرم ازت واسه جلب رضایت مشتریان بزاره تو کانالش عروسی بهترین دوست دنیا ندا جونم یه روز تعطیل باغ ملیحه جون تولد بهترین بابای دنیا با ملینا و ماهان سفر به جنگل ابر و جنگل توسکستان سفری بسیار به یاد ماندنی با پسر عموی خوبم و همسر مهربونش و پسر خوشگلش ادامه ی عکسها رو در پست بعد میزارم مهربونم   ...
11 مرداد 1395

تولد با تم کفشدوزک

دخترم دردانه ی زیبایم عزیز تر از جانم پاره ی تنم دوستت دارم ... صدای دلنوازت را نگاههای معصومانه ات را شیطنت های کودکانه ات را اشک های بی کینه ات را دل پاک و مهربانت را همه را دوست دارم می دانی... تو مژدگانی همه ی مهربانی های عالمی تو بهترین همدم و مونس و با محبت ترین پرستار عالمی تو ارزنده ترین هدیه ی خدا بر روی زمینی و در ی ک کلام تو رحمت کاملی تو را با همه ی وجود دوست می دارم دخترم همیشه خوب باش و خوب بمان تولدت مبارک بهترینم اینم پست اینستاگرام من به مناسبت تولد دردانه ی دوست داشتنی ام دختر ناز من 7 ساله شد. خدایا ش...
19 اسفند 1394

سفرنامه ی استانبول

سلام عشقولی مامان توی آذر ماه یه سفر رفتیم استانبول با دو تا از دوستامون. از مدرسه ی شما مرخصی گرفتیم واسه 4 روز !!!!!! خیلی سفر خوب و فوق العاده ای بود و واقعا خوش گذشت اون قدر تو این سفر دختر خوبی بود که اصلا اذیتم نکردی واقعا به داشتن چون تویی افتخار میکنم و هزاران بار خدا رو شکر!!!!!!!! اینم چند تا عکس از اون مسافرت خوب و به یاد ماندنی عزیز دل مامان! اینجا میدان تکسیم یا تقسیم بود مهمترین میدان استانبول که به هر مناسبتی اینجا گرد هم میان اینم کبوترای معروف میدان که فوق العاده مهربون بودن این چند تا عکس خیابون استقلال که حدود 13 کیلومتره و پر از مراکز خرید در دو طرف خیابان و برندهای معروفی مثل zara,h&...
29 آذر 1394

کیانا خانم میره مدرسه.......

عشق من سلام امسال اولین سالی هست که میری پیش دبستانی فک میکردم چون من شاغلم و توپیش من نیستی روزها ،خیلی راحت با این قضیه کنار بیای ولی افسوس اشتباه کردم خیلی وابسته هستی عشقم همش بغض میکنی میچسبی بهم ازم جدا نمیشی!!!!!! الهی مامان قربونت بره الان با گذشت 2 هفته تقریبا بهتر شدی ولی بازم یه روزایی گریه میکنی و دل مامان رو آشوب میکنی نفسم!!!! اینم عکس از اولین روز مدرسه امیدوارم همیشه شاد و سلامت و موفق باشی عزیز دلم. من و بابایی عاشقتیم!! ...
15 مهر 1394

کیانای ناز من

امروز 29 شهریور سال 1394 است. با وجود شبکه ها ی اجتماعی و مشغله های زیاد کارخونه وقتی واسه آپ کردن وبلاگ نمیمونه به خودم اومدم دیدم دوباره 3 ماهه که من نیومدم اینجا!!!!سه ماه کیانا بزرگتر شده خانم تر شده...... یه مسافرت 3 نفره ی فوق العاده عالی توی مرداد ماه با هم به مشهد مقدس داشتیم که هنوز هم هر سه نفر ما از اون به عنوان بهترین مسافرت عمرمون یاد میکنیم. من به عنوان ماموریت باید میرفتم مشهد و البته اینبار تنها بودم.داود به روم نمیاورد ولی زیاد راضی نبود از تنها رفتن من!! خلاصه یک شب قبل از رفتن بهونه گیری میکرد و نگران بود منم گفتم اوکی زنگ میزنم مدیرم میگم همسرم اجازه نمیده من تنها برم! گفت خانم یه راه حل دوم هم داره!!!...
29 شهريور 1394

غیبتم طولانی شد مامانو ببخش نفسم!

امروز 30 خرداد ماه 1394 است و من از پارسال هنوز وبلاگ رو آپ نکردم!!!!! کلا امسال شروع سال خوبی نداشتیم عزیزم.امیدارم از این به بعدش خوب باشه. 27 اسفند ماه وقتی ماه وقتی که همه در تب و تاب برای تدارک سال جدید بودن علی سلطانی(نوه ی عمه ی مامان)به طور ناگهانی فوت کرد جوون 25 ساله ای که آخر شهریور امسال پسرش به دنیا میاد!!!!!! خیلی غم سنگینی بود و هممون رو شوکه و داغون کرد عملا از سال تحویل و تعطیلات عید چیزی نفهمیدیم!!! بعد از اون 9 فروردین ننه ربیعه خاتون(مادربزرگ مامان)فوت شدن هنوز غم اول تموم نشده بود که این اتفاق افتاد! خیلی روزای سختی بود خدا برای هیچ کس پیش نیاره!!!!!!!! 24 فروردین هم عمو رضای مهربونم دار فانی رو وداع گف...
30 خرداد 1394