خدایا دلگیرم ..........
سلام دختر نازم
امروز اومدم فقط درد و دل کنم تر خدا از دست مامان ناراحت نشو آخه مامان خیلی تنهاست نمیتونه همه حرفی رو به همه بگه باید به تو بگه تا خالی بشه فدات بشم الهی کی بزرگ میشی مامان باهات حرف بزنه تا آروم بشه........
خیلی خیلی خوشحالم که تو دختری به خدا از ته دل میگم.......
خیلی وقته یه جورایی دلم گرفته اعصابم به هم ریختست حوصله هیچ چیز و هیچ کس رو ندارم داغونمممممممممممم.نمیدونم چیکار کنم به کی بگم .
هر کاری میکنم این حس بد ازم دور نمیشه همیشه باهامه اذیتم می کنه خدایا چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمیگم بنده خوبی بودم ولی فکر کنم اونقدر ها هم بد نبودم که اینطوری عذاب بکشم.
در مورد هر کی هر جور فکر می کنم غلط از آب در میاد به هر کی خوبی میکنم جوابمو اونطوری میده وای باورم نمیشه من چی بودم وچی شدم.........
غروری که بابا داود از اون به عنوان چوب سیاه بر سر عواطفم یاد کرده بود کو؟چی شد؟
چرا مغرور نیستم؟چرا دلم از سنگ نیست؟چرا با عواطفم این همه بازی میشه ومن قدرت اعتراض ندارم؟
چرا این همه عوض شدم؟چرا؟چرا؟چرا؟
چرا تحمل ندارم کسی از دستم ناراحت باشه؟خوب به جهنم بذار ناراحت باشن اصلا بذار همه دنیا از دستم ناراحت باشن بذار همه از من بدشون بیاد چرا باید برام مهم باشه؟
چرا باید عمرم تلف بشه به این قضیه که نگران باشم از ناراحتی دیگران مگه من برای دیگران چقدر مهم هستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا کمکم کن میخوام دوباره همون عاطفه قبل بشم میخوام دلم از سنگ باشه وای چقدر بد شدم..........
کمکم کن دیگه هیچ کس برام مهم نباشه فقط خودم و کیانا..............فقط خودم و کیانا....................
دخترم به اندازه همه دلواپسی های مادرانه دوست دارم برات میمیرم...........


خدایا دلگیرم ..........
