کیانا خدامیکیانا خدامی، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره

فرشته ای از آسمون

تولد نیکی

سلام عشقم هفته ی گذشته تولد نیکی جون بود دعوت شدیم لیمو! خیلی خوش گذشت و ازشون ممنونیم. قربون شکل ماهت برم که گرسنته! خانم خوشگل من! نیکی جونم انشالا تولد 100 سالگی عزیز دل! خلاصه که دختر نازم خیلی به شما خوش گذشت خدا رو شکر و کلی کیف کردی! از خاله فرزانه و عمو مجید هم متشکریم به خاطر این شب قشنگ که واسه ههمون ساختن ...
16 آذر 1393

روزامون چقدر زود میگذره خدا جونم!

سلام عزیز دلم اون قدر روزا زود میگذره که میترسم تو ازدحام این روزای شلوغ فرصت خیلی چیزا رو از دست بدم! فرصت دیدن قد کشیدن تو دیدن خنده های نازت اخم کردنات ناز و ادا و اطوارای شیرینت! دقیقا تو قشنگترین و بهترین سن شیرین زبونی هستی! میمیرم واسه اون کلمات و جمله های قشنگی که با ذهن کودکانه ات سر هم میکنی و میگی که منو و بابا رو بخندونی یا توجه ما رو جلب کنی! گاهی دلم میخواد زمان وایسه و ما سه تا تو همین الان بمونیم اون قدر که دوست دارم این لحظه ها رو!!! نفس مامان  گذر زمان اجتناب ناپذیره ولی داره به سرعت میگذره تا من و بابا وارد دهه ی سوم زندگیمون بشیم! عزیز دلم ببخش ما رو اگر به بهونه ی ازدحام این روزا خیلی از فرص...
16 آذر 1393

شهر موشها

سلام عشقم خوبی فدات شم؟ مامان دوباره سرش شلوغه البته این نباید دلیل بشه واسه اینکه من واسه تو وقت نداشته باشم چند وقتی هست که فیلم شهر موشها رو تبلیغ میکنه و بابا جون بهت قول داده بود که ببرتت. خلاصه به پیشنهاد خاله نونا رفتیم مجتمع کوروش ! یه مجتمع تجاری و تفریحی که خیلی خیلی باحال بود.14 تا هم سالن سینما داشت.بلیط رو اینترنتی گرفتم که رفتیم اونجا اذیت نشیم.خلاصه شب قبلش هم مهمونی بودیم تا راه بیفتیم 2 بعد از ظهر بود. رسیدیم ناها رخوردیم و یه چرخ زدیم و ساعت 5 هم اکران فیلم بود. خیلی جالب بود و خوشبختانه خیلی خوشت اومد! دو تا هم عروسک شخصیتهای فیلم رو برات خریدیم کپلک و صورتی بعد هم شهربازی سرپوشیده مجتمع رو رف...
14 مهر 1393

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

اکنون رستاخیز عشق است. زمین، به مهمانی آسمان می رود. اهالی ملکوت، کجاوه هدایت را به دوش گرفته اند. دسته دسته ستاره، پشت در خانه موسی بن جعفر علیه السلام صف کشیده اند تا رضای الهی را در رضای تو بجویند.........   و  سلام بر تو، آن دم که طلوع مشرقی ات، جان عالم را به بشارتی لم یزلی، سبز می دارد و صدای گریه ات در خانه امام کاظم علیه السلام ، دامنه ای از شعف را برای همیشه رقم می زند. سلام بر تو که گستره خِلقت، جز با حضور روشن تو تکامل نمی گرفت و اهل بیت روشنایی، جز با وجود بی نهایت تو، خدا را برای همگان ترسیم نمی کرد..........   من همان آهویم که همزاد خطر بود و ترس خود را از دامان امن تو آویخت. ه...
15 شهريور 1393

سفرنامه ی شهرکرد

سلام عشق من ببخش مامان تنبلتو چند وقتی نت خراب بود سیستمم هم همش هنگ میکنه فرصت نمیکردم بیام. تو تعطیلات عید فطر با خاله لیلا و آقای اصلانی رفتیم مسافرت سامان شهر،شهرکرد و اصفهان!! خیلی سفر خوبی بود ولی شما مریض بودی و حساسیتت اوت کرده بود و خیلی اذیت شدی! روز قبلش بردمت دکتر ولی بالاخره باید دوره اش طی میشد!!! سه شنبه ساعت 6 صبح حرکت کردیم و پنج شنبه ساعت 2 نصفه شب خونه بودیم. مسافرت به روایت تصویر: کیانا و یلدا چه آبی به به جای دوستان خالی قربونت برم که مریضی بعد هم اومدیم اصفهان اینم قسمتای خوشمزه ی مسافرت این گوجه رو میبینی کیانا خانم گاز زده دیگه ...
28 مرداد 1393

کیانا و مهیار(یار یار)

سلام عزیز دلم نفسم قلبم! خوبی مامان ؟ من روزه ام واسه همین زیاد سرحال نیستم یه عکس از تو و مهیاری تو باغ گیلاس داشتم که دلم نیومد تو وبلاگ نذارم آخه خیلی قشنگه!!!!!!!! بعد از ماه رمضون انشالا با خبرای خوب و دست پر میام. قربون ژست دوتایی تون برم من!!!!!!! کیانا ساندویچ دستشه هههههههه راستش خاله نرگس عکس رو تو موبایلم دید کلی گله که چرا عکس به این قشنگی رو تو وبلاگ نذاشتی؟ به خدا خودم قصد داشتم بذارم!!! برگ گلم دوستت دارم     ...
29 تير 1393

تولد مامان عاطفه!

سلام قند عسلم! دیروز تولد من بود برات گفتم که با مامان بزرگها و بابا بزرگها شام قراره بریم باغ گیلاس! رفتیم و خدایی خیلی خوش گذشت.همه چیز به خوبی برگزار شد و هوا خیلللللللللللللی عالللللللللی بود. یه نم بارون زد و بوی خاک بارون خورده مستت میکرد!!!!!! بابا جونم زحمت کشیده بود و حسابی منو سورپرایز کرده بود. اینم کادوهای من واقعا سورپرایز شدم اصلا انتظار نداشتم یه تبلت نوت 10 سامسونگ و یه ساعت مارک ایسنس همسر مهربونم خیلی دوست دارم و ازت ممنونم به خاطر تمام خوبیهات   اینم عکسای تو با پدربزرگها در تولد مامان! ازت پرسیدم کیانا تو برام کادو چی خریدی؟ گفتی مامان واقعا که!!!!!!! من و ب...
23 تير 1393

یا کریمه اهل بیت مددی!

سلام عسلم خوبی؟ امروز تولد امام حسن مجتبی ع  هست و نیمه ماه مبارک رمضان! 5 سال پیش وقتی تو رو باردار بودم  در اثر آنفلونزا مجبور شدم پنی سیلین بزنم و درست مصادف شد با شب تولد ایشون!!! همون جا ازشون خواستم تو صحیح و سالم به دنیا بیای و نذر کردم سال دیگش اون روز رو جشن بگیرم!!!! و به همین دلیل ارادت خاص به ایشون دارم(البته همه ائمه رو دوست دارم)   از افتخارات من امسال روز تولد ایشون با روز تولد من یکی شده! امروز تولد منم هست و بابای مهربونت مامان بزرگها و بابا بزرگهات رو برای افطار و شام دعوت کرده باغ گیلاس! وقایع امشب رو به صورت تصویری انشالا در پست بعد میذارم. دوستت دارم و میبوسمت بای   ...
22 تير 1393

یا ابا صالح المهدی ادرکنی!

                    ای مهر طلوع کن که خوابیم همه در هجر رخت در تب و تابیم همه هر برزن و بام روشن از رویت و ما خفاش وشیم و در حجابیم همه   میلاد امید مستضعفان ،حضرت مهدی(عج) گرامی باد به طاها...به یاسین...به معراجِ احمد... به قدر و...به کوثر...به رضوان و طوبی... به وحی الهی...به قرآنِ جاری به تورات موسی...و انجیل عیسی بسی پادشاهی کنم در گدایی چو باشم گدایِ گدایان زهرا چه شب ها که زهرا، دعا کرده تا ما همه شیعه گردیم و بیتاب مولا غلامی این خانواده، دلیل و مرادِ خدا بوده ا...
22 خرداد 1393

یه گردش یه روزه!

سلام عزیز دردونه ی من 8 خرداد به دعوت یکی از دوستان عزیزمون(خاله مرجان) رفتیم روستای وسفونجرد.همه ی دوستان هم بودن! خیلی با صفا و قشنگ بود و طبیعتش و آب و هواش ادمو به وجد میاورد. خلاصه خدا رو شکرکلی خوش گذشت. اینم عکسات خانم خوشگله! قربون اون چشمک زدن برم من! آب قنات بود فوق العاده زلال و خنک قربون اون پاهای گل و لایی بشم من اینم یه عکس اختصاصی با مامان از خاله مرجان هم ممنو ن خیلی بهشون زحمت دادیم انشالا همیشه خوش و خرم و سلامت باشی مهربونم.   ...
22 خرداد 1393