روزامون چقدر زود میگذره خدا جونم!
سلام عزیز دلم
اون قدر روزا زود میگذره که میترسم تو ازدحام این روزای شلوغ فرصت خیلی چیزا رو از دست بدم!
فرصت دیدن قد کشیدن تو دیدن خنده های نازت اخم کردنات ناز و ادا و اطوارای شیرینت!
دقیقا تو قشنگترین و بهترین سن شیرین زبونی هستی!
میمیرم واسه اون کلمات و جمله های قشنگی که با ذهن کودکانه ات سر هم میکنی و میگی که منو و بابا رو بخندونی یا توجه ما رو جلب کنی!
گاهی دلم میخواد زمان وایسه و ما سه تا تو همین الان بمونیم اون قدر که دوست دارم این لحظه ها رو!!!
نفس مامان گذر زمان اجتناب ناپذیره ولی
داره به سرعت میگذره تا من و بابا وارد دهه ی سوم زندگیمون بشیم!
عزیز دلم ببخش ما رو اگر به بهونه ی ازدحام این روزا خیلی از فرصتهای قشنگ با هم بودنمون رو از دست دادیم.
ببخش که بیشترین ساعات روز رو پیشت نیستیم ببخش که صبحها با نوازش ما از خواب بیدار نمیشی و ببخش که صبح از رختخواب گرم و نرمت جدات میکنیم تا ببریم خونه ی مادربزرگات!!!!!!!
کیانای من حلالمون کن!
ولی بدون همه ی این دویدنها فقط به خاطر آینده ی تو هست تا راحت و سالم و شاد و بی دغدغه زندگی کنی انشالا!!!!!!
دوستت داریم نفس!



روزامون چقدر زود میگذره خدا جونم! 
