تولدت مبارک ناز بالا.دوباره بد شدم خیلی وقته پیشت نیومدم ماه گل مامان!
سلام دورت بگردم خوبی فدات شم خیلی وقته نیومدم مامانو ببخش.توی تعطیلات که وقت نکردم از وقتی هم که اومدیم شرکت سرم خیلی شلوغه امروزم خیلی کار دارم ولی دلم نیومد برات ننویسم.....
10 اسفند تولدت بود مامان اکرم و مامان سکینه و زن عمو تهمینه و خاله جون اینارو دعوت کرده بودم خیلی خوب بود ولی تو سرحال نبودی و مریض بودی فردا شبش هم خاله لیلا و مریم و اعظم اومدن در کل خوب بود و فقط تو خیلی سرحال نبودی 2 سالت تموم شد و وارد 3 سال شدی الهی 100 ساله بشی نازنینم.........
بذار برات از عید و حال و هوای تعطیلات بگم:
شب عید طبق عادت این چند ساله خونه مامان سکینه بودیم و شام شب عید رو اونجا خوردیم و آخر شب برگشتیم خونه .منم سفره هفت سین رو آماده کردم و ساعتم گذاشتم روی زنگ و خوابیدیم.سال تحویل ساعت 8:44:27 بود خلاصه با بابا جون بیدار شدیم و کنار هفت سین نشستیم اونقدر آروم خوابیده بودی که دلمون نیومد بیدارت کنیم .سال نو شدو من در اون لحظات برای همه دعا کردم و بعد هم با بابا جون کلی بوس بازی کردیم........
بعد هم مامانی اکرم و بابا احمد و دایی جون و خاله نرگس و مهیار جیگر و عمو مهدی اومدن خونمون تا بریم دهات برای عید عمه جون لیلا.خلاصه رفتیم ناهار دهات بودیم بعد رفتیم سر مزار و بعد از ظهر هم برگشتیم ساوه...
یه سر رفتیم خونه مامان سکینه و عمو رضا اینا برای عید دیدنی و برگشتیم خونه شام خوردیم و کلی خوش گذروندیم و خوابیدیم مامانی اینا هم صبح زود به خاطر مغازه دایی حسین رفته بودند و من ندیده بودمشون
خلاصه ماهم بیدار شدیم و آماده شدیم رفتیم خونه عموی بابا داود و بعد هم ناهار رفتیم خونه مامان سکینه بعد از ناهار هم با عمو علی و مامان سکینه اینا رفتیم خونه دایی مهدی بابا داود...........
خلاصه 4 فروردین هم عروسی میثم(پسر دایی مهدی) و لیدا بود خیلی خوب بود و خدا رو شکر خوش گذشت .
5 فروردین هم رفتیم تهران و تا 8 تهران بودیم 9 فروردین همدان رفتیم با خاله اعظم و خاله لیلا تا 11 اونم خوب بود و خدایی خوش گذشت........
13 بدر هم رفتیم باغ خاله محبوبه در کل بد نبود جای مامانی اکرم اینا خیلی خالی بود و خیلی دلم براشون تنگ شده بود...
14 فروردینم تعطیل بودم و15 رفتم سرکار.............
دلم برات خیلی تنگ شده بود انگار گم کرده داشتم نفهمیدم چطوری اومدم خونه و تو رو تو آغوش گرفتم ولی بی انصاف باهام قهر کرده بودی و تحویلم نگرفتی...
ناز گلم شیرین زبونی هات صد برابر شده دورت بگردم .
دیشب میگفتی مامان جون قیافتو برم من...........
دوستت دارم شبا که دست میندازی گردنم و یواشکی میخندی انگارتموم دنیا مال منه...وقتی در گوشت آروم میگم دوستت دارم و تو هم کار منو تکرار میکنی میخوام برات بمیرم ........
همه زندگیم فدای تو دوستت دارم بوسسسسسسسسسسسسسسسس


تولدت مبارک ناز بالا.دوباره بد شدم خیلی وقته پیشت نیومدم ماه گل مامان!
