وای دختر گلم دوباره مریض شدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام قند عسل مامان
الهی فدات شم دوباره مریض شدی.اون هفته که من از شنبه خونه بودم دوشنبه صبح که بیدار شدی سرحال نبودی بعد از ظهر وقت گرفتم ببرمت دکتر چون فردا می خواستم برم تهران با خاله مریم و خاله لیلا خرید.خلاصه رفتیم دکتر و گفت ویروسه و باید دوره اش طی بشه من فرداش رفتم و مامان سکینه اومد پیش تو خیلی حالت بد بود من ساعت 6.30 رسیدم تو رو نشناختم اینقدر که بیحال بودی ..........
فرداش هم که باید می رفتم سرکار چون پنج شنبه ممیزی داشتیم بایدکارای عقب افتاده رو انجام می دادم ولی زود برگشتم بهتر که نبودی ولی به بدی دیروز هم نبودی.
پنج شنبه هم ممیزی بود و خدا رو شکر همه چیز به خیر گذشت و صدور گواهینامه ims حتمی شد حالا یه مرحله سخت دیگه برای ایزو ts مونده که این هفته چهار شنبه است و امیدوارم به خیر بگذره.......... اومدم خونه ساعت 5 بد نبودی ولی خوبم نبودی خلاصه شب خیلی سختی بود و اصلاً من و تو و بابا جون خوب نخوابیدیم مامانی اکرم و بابا جون احمد و عمو مهدی هم که به خاطر مراسم شب جمعه عمه لیلا رفته بودند دهات اومدن و یه سر تو رو دیدن و رفتن.....
صبح جمعه هم دیر بیدار شدیم و من و بابا جون کلی کار انجام دادیم ولی تو حالت خوب نیود و مدام بهونه می گرفتی و یا خواب بودی.....
شب خونه مامان سکینه دعوت بودیم خانواده زن عمو سمیه رو دعوت کرده بود.یه کم غروب سرحال شده بودی و تا بریم ساعت 8 شد درکل بد نبود تا اومدیم خونه و خوابیدیم ساعت 12 شد.
شب هم دو بار با سرفه های شدید تو بیدار شدیم و برات اسپری زدم بهتر شدی و خوابیدی.
خیلی خیلی دوست دارم همه زندگیم فدای تو.
خا کنه امروز که برم خونه خوب خوب شده باشی نفس مامان آمین
خدا جون همه کوچولو ها رو در پناه خودت حفظ کن...........


وای دختر گلم دوباره مریض شدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
