تعطیلات خرداد در قلعه رودخان 2
سلام گل نازم
ادامه ی سفرنامه به قلعه رودخان
پنج شنبه صبح زود بلند شدیم و وسایلی رو که دیشب آماده کردیم گذاشتیم تو ماشین و خونه رو تحویل دادیم و به مقصد رشت حرکت کردیم.میخواستیم بریم دریای انزلی-زیبا کنار-ساحل حاجی بکنده....
قرار بود ناهار بریم خونه مامان خاله رزیتا و مزاحمشون بشیم
و شب هم همونجا بمونیم و صبح جمعه برگردیم خونه.........
خلاصه رفتیم کنار دریا و چادر زدیم و رفتیم تو آب البته همه غیر از باباجون
خانم عینکتون کجه ههههههههههه

ژستت تو حلقم

قربون اون چشمای بسته ات که نور اذیتت میکنه

و بعد هم کلی شن بازی
اینجا عمو سعید کنارته که به دلیل مشکلات اخلاقی و نداشتن پوشش مناسب عکسشو حذف کردم

و بازم تو و شن بازیهات




و بعد هم بردمت تو چادر و کلی تمیزت کردم همه جات پر شن شده بود


قربون پاهای زخم و زیلیت بشم من عینکتون رو بزنید لطفا

و حالا یه ژست خوب .........

و بعد هم جمع وجور و رفتن به رشت خونه مامان رزی جون........
ناهار خوردیم و یه استراحت و بعد هم با شرمندگی زیاد دوش
گرفتیم و آماده شدیم بریم داخل شهر یه دور بزنیم که فوق العاده قشنگ بود و خوشمون اومد و بابا جون یه تیشرت و منم دو تا تاپ خریدم و واسه تو تل گرفتم
شب هم قرار گذاشتیم و با خانواده ی خاله رزی رفتیم رستوران کارن تو رشت.
به مناسبت تولد باباجون و تحویل خونه ی عمو سعید اینا خاله رزی و خانواده ی محترمشو مهمون کردیم.
یه رستوران فوق العاده شیک با موسیقی زنده
و اینم چند تا عکس از جیگر من که زیاد جالب نیفتاد ولی بازم یادگاریه.......


و در آخر به خاطر شنای صبح خیلی خسته بودی و خوابت میامد بمیرم برات


خلاصه رفتیم خونه و خوابیدیم و صبح به مقصد ساوه حرکت کردیم......
وخدا رو شکر ترافیک نبود و به موقع رسیدیم خونه و با بابا جون حمام کردی و بیهوش شدیم.
شب هم که مهمونی مکه دعوت بودیم که شما یه کم حال ندار بودی رفتیم دکتر و خدا رو شکر چیز مهمی نبود و تبت به خاطر خستگی راه بود.
خدا رو شکر مسافرت خوبی بود و خوش گذشت.
از طرف کیانا به خاله رزی:
خاله رزیتای مهربونم به خاطر پذیرایی از ما و مهمونا تو خونه ی مامانتون ازت ممنونم اشالا بزرگ شدم جبران میکنم.


تعطیلات خرداد در قلعه رودخان 2
