عروسی دایی جون و عمو جون........
سلام گل ناز من
وای وای وای دوباره عصبانی نشی ها خیلی دیر شده شرمنده ام
از اول اردیبهشت درگیر این دو تا عروسی مهم بودیم دیگه گل قشنگم
خدا رو شکر به خوبی و خوشی تموم شد.اول عروسی دایی جون بود .11 اردیبهشت .من و خاله نرگس از صبح رفتیم آرایشگاه و شما هم قرار بود با مامان اکرم بری آرایشگاه .مامان سکینه هم به خاطر شما یه روز زودتر اومده بود تهران که وقتی همه ی ما رفتیم آرایشگاه پیش شما بمونه و شما تنها نباشی .عروسی دایی جون خیلی زود گذشت تا چشم به هم زدیم تموم شد.نتونستیم آتلیه بریم ولی تو تالار عکاس دایی جون ازمون چند تا عکس یادگاری گرفت.این قدر مشغول بودیم که حتی یادم رفت با موبایلم از تو عکس بگیرم.مجبورم صبر کنم عکسات که آماده شد از روی عکسات عکس بگیرم و بذارم اینجا.
برای دایی جون و زندایی جون نازت آرزوی خوشبختی و سلامتی میکنم
15 اردیبهشت هم عروسی عمو جواد بود.عروسی عمو جواد رفتیم آتلیه و عکس گرفتیم و دو تا هم عکس تو آتلیه با موبایل خودم ازت گرفتم با مامان اکرم رفته بودی آرایشگاه و ماه شده بودی.اینم عکسات عزیز دلم
بابا جون بهت گفت ژست بگیر

فیلمبردار از خنده غش کرده بود و کلی قربون و صدقه ات میرفت
اینم یکی دیگه....

فیلمبردار که دید تو خیلی عشق عکسی تو رو برد پیش عروس و داماد و یه عکس خاص با عمو ازت انداخت تو هم کلی ذوق کردی الهی قربونت برم.
برای هر دوی عروس خانمها و آقا دامادها آرزوی خوشبختی داریم.
کیانا خانم انشالا یه روز عروسی شما باشه خانم خانمها


عروسی دایی جون و عمو جون........
