کیانا خدامیکیانا خدامی، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره

فرشته ای از آسمون

میم مثل مرد .. سلامتی همه مردای بامعرفت..

یک وقت هایی فکر میکنم مردبودن چقدر می تواند غمگین باشد.  هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید.  هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند.  هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود.  مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند.  این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند.  در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است.  یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند.  حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...  یکی از همین مرد های همیشه خسته.  از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میک...
22 ارديبهشت 1393

هدیه ی من!

سلام عزیز دلم بازم یه چند وقته سرم خیلی شلوغه نتونستم بیام مامانو ببخش برگ گلم. بعد از روز مادر دیگه نتونستم مطلب بذارم.الانم اومدم کادومو بهت نشون بدم بابا جون زحمت کشید منو حسابی سورپرایز کرد اینم هدیه ی من یه اتوی مو که واقعا نیاز داشتم+یه ادکلن باربری که من عاشقشم! البته بابا جون گفت این هدیه از طرف تو هم هست بابا جون زحمت کشیده بود و بدون اینکه به من بگه یه شاخه گل خیلی قشنگ هم واسه مامان اکرم خریده بود واقعا دستش درد نکنه و ازش ممنونم. ممنون و امیدوارم بتونم مادر خوبی واسه تو و همسر خوبی واسه پدرت باشم. عاشق هر دو تونم و میبوسمتون ...
16 ارديبهشت 1393

میم مثل مادر.......

روز مادر مبارک به سلامتی همه مادر ها . . . به افتخار همه ی مادر های مهربان و دلسوز ، جوانی هایت را با بچگی هایم پیر کردم به موی سپیدت مرا ببخش ، مادر ، ای تمام هستی من ! سلامتی همه مادر ها . . . به سلامتی مادر بخاطر اینکه همیشه از غمهامون شنید اما هیچوقت از غمهاش نگفت . . . به سلامتیه مادرایی که با حوصله ای راه رفتنو یاد بچه هاشون دادن ، ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچرشونو هل بدن ! به سلامتی مادرا که وقتی با جارو برقی میان تو اتاق انگار چنگیز خان حمله کرده . . . ! سلامتی مادر وقتی غذا سر سفره کم بیاد ، اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه . . . به سلامتی مادر که بخاطر ما هیکلش به هم خورد ! به سلا...
31 فروردين 1393

سفرنامه ی نوروز 93........

سلام عزیز دلم. امسال مسافرت به معنای واقعی نرفتیم ولی به معنای غیر واقعی یه مسافرت دو روزه به همدان داشتیم. دوم عید رفتیم همدان  یه روز بعد از ظهر رفتیم گنجنامه یه رستوران سنتی   بابا در حال عکـــــــــــــــــاسی آرامگاه بوعلی یه روز هم رفتیم لالجین کیانا در یه فروشگاه ظروف سفال در لالجین اینم از خرید تو ناز گلم. اینم یه عکس از  تو و خرگوش شبی که برگشتیم ساوه و با خاله سمیرا اینا رفتیم باغ گیلاس این قدر پرسنل باغ گیلاس عاشق تو هستن که هر بار میریم این خرگوش رو از قفس میارن بیرون تا تو باهاش بازی کنی. از بس تو ماه و دوست داشتنی هستی........ اینم از تعطیلات خ...
18 فروردين 1393

کیانا و سفره ی هفت سین.......

سلام یکی یدونه چراغ خونه...... روز 29 اسفند از صبح مشغول تدارک واسه سال تحویل بودیم شب قبلش شام خونه ی مامان سکینه بودیم و اون شب قرار بود بریم خونه ی مامان اکرم........ خلاصه که کلی هم کار داشتم از صبح که بابا جون کلی کمکم کرد کم کم به لحظه ی تحویل سال نزدیک میشدیم که من و تو بابا جون مشغول چیدن سفره ی هفت سین شدیم.لحظات غریبی بود و یه جور استرس و اضطراب و دلشوره داشتیم. لباسهای نو تنت کردم موهای نازتو مرتب کردم و همگی سر سفره نشستیم. قبلش کلی عکس از سفره انداختیم اینا هنر دست توئه نازنینم قربونت برم الهی....... اینا رو هم خودم گرفتم. خلاصه چند تا عکس هم با بابا و مامان گرفتی ...
18 فروردين 1393

سال نو با تاخیر مبـــــــــــــــــــــــارک......

سلام عزیزم يادم باشد که زيبايي هاي کوچک را دوست بدارم حتي اگر در ميان زشتي هاي بزرگ باشند يادم باشد که ديگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که مي خواهم باشند يادم باشد که هرگز خود را از دريچه نگاه ديگران ننگرم که من اگر خود با خويشتن آشتي نکنم هيچ شخصي نمي تواند مرا با خود آشتي دهد يادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصي که با خود مهربان نيست نمي تواند با ديگران مهربان باش عمري با حسرت و انده زيستن نه براي خود فايده اي دارد و نه براي ديگران بايد اوج گرفت تا بتوانيم آن چه را که آموخته ايم با ديگران نيز قسمت کنيم .  لحظات از آن توست؛ آبي، سبز، سرخ، سياه، سفيد رنگهايي را که بايسته است بر آنها بزن...
18 فروردين 1393

آخرین پست سال 92!!!!!!!!

سلام و صد تا سلام به دختر یکی یدونه ی خودم امروز اگر خدا بخواد آخرین روز کاری من در سال 92 هست.کلی تلاش کردم واسه ی اینکه آخر سال خوبی داشته باشیم که به لطف خدای مهربون و پا قدم تو گل مهربونم تو این 4 سال ،خدا رو شکر خوب بود....   از اول هفته همش میگی مامان پس کی عـــــــــــــــــــــــید میشه تو سرکار نری؟ الهی قربون اون دل مهربونت بشم منم هر روز برات روزا رو میشمردم تا امروز که خودت صبح بیدار شدی و گفتی مامان امروز بری دیگه شب بشه بخوابیم صبح بشه دیگه نمیری مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منم تو بغلم فشارت دادم و موهای مخملیت رو مالیدم به صورتم و گفتم:نــــــــــــــــــــــــه! و اون موقع بود که حس کردم هر چی شادی تو دنیاست جمع شد تو...
28 اسفند 1392

دل تکونی یا خونه تکونی!!!!!!

دل تکونی از خونه تکونی واجب تره. دلتو بتکون  از حرفا بغضا آدما دلتو بتکون از هرچی که تو این یکسال یادش دلتو به درد آورد از خاطره هایی که گریه هاش بیشتر از خنده هاش بود از نفهمیدن اونایی که همیشه فهمیدیشون دلتو بتکون از کوتاهی های خودت اگه با  یه (ببخشید! من هم مقصر بودم) یکی رو آروم میکنی  آرومش کن دلتو بتکون سلام بده به بهار  به اتفاقای خوب به خودت قول بده تو سال جدید بیشتر دوست داشته باشی بیشتر باشی بیشتر بخندی.........     سال 1392 کم کم داره تموم میشه.یادت باشه زندگی کوتاهه. صادقانه عاشق باش و بدون کنترل بخند.......   ...
28 اسفند 1392

شعری از جنس عشق......

آرزو کردم خدا را دختری                                      سالم و زیبا نگارین اختری بر سرم او ریخت یک دنیا گهر                                داد ما را او ز رحمت دختری او گل کاشانه ی ما میشود                                 میکند بر ماهتاب او سروری لطف حق شامل شده بر حال ما    ...
28 اسفند 1392