کیانا خدامیکیانا خدامی، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره

فرشته ای از آسمون

کیانای ناز من

امروز 29 شهریور سال 1394 است. با وجود شبکه ها ی اجتماعی و مشغله های زیاد کارخونه وقتی واسه آپ کردن وبلاگ نمیمونه به خودم اومدم دیدم دوباره 3 ماهه که من نیومدم اینجا!!!!سه ماه کیانا بزرگتر شده خانم تر شده...... یه مسافرت 3 نفره ی فوق العاده عالی توی مرداد ماه با هم به مشهد مقدس داشتیم که هنوز هم هر سه نفر ما از اون به عنوان بهترین مسافرت عمرمون یاد میکنیم. من به عنوان ماموریت باید میرفتم مشهد و البته اینبار تنها بودم.داود به روم نمیاورد ولی زیاد راضی نبود از تنها رفتن من!! خلاصه یک شب قبل از رفتن بهونه گیری میکرد و نگران بود منم گفتم اوکی زنگ میزنم مدیرم میگم همسرم اجازه نمیده من تنها برم! گفت خانم یه راه حل دوم هم داره!!!...
29 شهريور 1394

غیبتم طولانی شد مامانو ببخش نفسم!

امروز 30 خرداد ماه 1394 است و من از پارسال هنوز وبلاگ رو آپ نکردم!!!!! کلا امسال شروع سال خوبی نداشتیم عزیزم.امیدارم از این به بعدش خوب باشه. 27 اسفند ماه وقتی ماه وقتی که همه در تب و تاب برای تدارک سال جدید بودن علی سلطانی(نوه ی عمه ی مامان)به طور ناگهانی فوت کرد جوون 25 ساله ای که آخر شهریور امسال پسرش به دنیا میاد!!!!!! خیلی غم سنگینی بود و هممون رو شوکه و داغون کرد عملا از سال تحویل و تعطیلات عید چیزی نفهمیدیم!!! بعد از اون 9 فروردین ننه ربیعه خاتون(مادربزرگ مامان)فوت شدن هنوز غم اول تموم نشده بود که این اتفاق افتاد! خیلی روزای سختی بود خدا برای هیچ کس پیش نیاره!!!!!!!! 24 فروردین هم عمو رضای مهربونم دار فانی رو وداع گف...
30 خرداد 1394

عشق من 6 ساله شد

سلام عزیز دل من بازم عذر خواهی خیلی تنبل شدم اصلا به هیچ کاری نمیرسم سرم شلوغه!!! یکسال دیگه گذشت 6 تا بهار 6تا تابستون 6 تا پاییز 6 تا زمستون با همه ی تلخی ها و شیرینی ها خدا رو به خاطر این هدیه ی دوست داشتنی(منظورم کیانای گلمه ) صد هزار مرتبه شکر میکنم. اینم دوستات که به خاطر آقا مانی شیطون یه عکس سه تایی ندارید این تولد دوستانه بود که خاله فرزانه و خاله نونا و خاله نسترن زحمت کشیدن اومدن خونمون و ما رو خوشحال کردن. یه تولد هم با مامان سکینه و مامان اکرم و خاله جون و دایی جون داشتیم که عکساش هنوز به دستم نرسیده ولی از همین جا از همشون تشکر میکنم. خیلی دوستت دارم ز...
17 اسفند 1393

تولد نیکی

سلام عشقم هفته ی گذشته تولد نیکی جون بود دعوت شدیم لیمو! خیلی خوش گذشت و ازشون ممنونیم. قربون شکل ماهت برم که گرسنته! خانم خوشگل من! نیکی جونم انشالا تولد 100 سالگی عزیز دل! خلاصه که دختر نازم خیلی به شما خوش گذشت خدا رو شکر و کلی کیف کردی! از خاله فرزانه و عمو مجید هم متشکریم به خاطر این شب قشنگ که واسه ههمون ساختن ...
16 آذر 1393

روزامون چقدر زود میگذره خدا جونم!

سلام عزیز دلم اون قدر روزا زود میگذره که میترسم تو ازدحام این روزای شلوغ فرصت خیلی چیزا رو از دست بدم! فرصت دیدن قد کشیدن تو دیدن خنده های نازت اخم کردنات ناز و ادا و اطوارای شیرینت! دقیقا تو قشنگترین و بهترین سن شیرین زبونی هستی! میمیرم واسه اون کلمات و جمله های قشنگی که با ذهن کودکانه ات سر هم میکنی و میگی که منو و بابا رو بخندونی یا توجه ما رو جلب کنی! گاهی دلم میخواد زمان وایسه و ما سه تا تو همین الان بمونیم اون قدر که دوست دارم این لحظه ها رو!!! نفس مامان  گذر زمان اجتناب ناپذیره ولی داره به سرعت میگذره تا من و بابا وارد دهه ی سوم زندگیمون بشیم! عزیز دلم ببخش ما رو اگر به بهونه ی ازدحام این روزا خیلی از فرص...
16 آذر 1393

شهر موشها

سلام عشقم خوبی فدات شم؟ مامان دوباره سرش شلوغه البته این نباید دلیل بشه واسه اینکه من واسه تو وقت نداشته باشم چند وقتی هست که فیلم شهر موشها رو تبلیغ میکنه و بابا جون بهت قول داده بود که ببرتت. خلاصه به پیشنهاد خاله نونا رفتیم مجتمع کوروش ! یه مجتمع تجاری و تفریحی که خیلی خیلی باحال بود.14 تا هم سالن سینما داشت.بلیط رو اینترنتی گرفتم که رفتیم اونجا اذیت نشیم.خلاصه شب قبلش هم مهمونی بودیم تا راه بیفتیم 2 بعد از ظهر بود. رسیدیم ناها رخوردیم و یه چرخ زدیم و ساعت 5 هم اکران فیلم بود. خیلی جالب بود و خوشبختانه خیلی خوشت اومد! دو تا هم عروسک شخصیتهای فیلم رو برات خریدیم کپلک و صورتی بعد هم شهربازی سرپوشیده مجتمع رو رف...
14 مهر 1393

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

اکنون رستاخیز عشق است. زمین، به مهمانی آسمان می رود. اهالی ملکوت، کجاوه هدایت را به دوش گرفته اند. دسته دسته ستاره، پشت در خانه موسی بن جعفر علیه السلام صف کشیده اند تا رضای الهی را در رضای تو بجویند.........   و  سلام بر تو، آن دم که طلوع مشرقی ات، جان عالم را به بشارتی لم یزلی، سبز می دارد و صدای گریه ات در خانه امام کاظم علیه السلام ، دامنه ای از شعف را برای همیشه رقم می زند. سلام بر تو که گستره خِلقت، جز با حضور روشن تو تکامل نمی گرفت و اهل بیت روشنایی، جز با وجود بی نهایت تو، خدا را برای همگان ترسیم نمی کرد..........   من همان آهویم که همزاد خطر بود و ترس خود را از دامان امن تو آویخت. ه...
15 شهريور 1393