مسافرت دوباره به همدان با جیگر مامان
سلام گل دختر مامان الهی فدات بشم آخر هفته گذشته با خاله نونا و خاله نسترن و خاله عاطفه رفتیم همدان یعنی اصلا قصد نداشتیم بریم بچه ها اصرار کردند که اگه شما نیاید ما هم نمیریم خلاصه به زور مرخصی گرفتیم و رفتیم چهارشنبه غروب راه افتادیم ما ماشین برنداشتیم و با خاله نونا اینا رفتیم ساعت 10 همدان بودیم توی ماشین یه کم اذیت شدی الهی مامان فدات بشه ولی با عروسکت کلی بازی کردی و کلی هم خاله نونا قربون و صدقت می رفت........
وقتی رسیدیم خونه گرفتیم و مستقر شدیم شام خوردیم و رفتیم گنجنامه خیلی خنک بود کلی کیف کردیم ولی جیگر مامان لا لا کرده بود و اصلاً بیدار نشد ساعت 3 بود آمدیم خونه وخوابیدیم........
صبح ساعت 8 بیدار شدیم و وسایلو جمع و جور کردیم رفتیم آرامگاه بابا طاهر و در یه پارک همون اطراف صبحانه خوردیم خیلی هوا عالی بود تو کیف میکردی و همش راه میرفتی به زور آمدی 2 لقمه صبحانه خوردی و رفتی از زیر آب پاچهای پارک با مامان عاطی رد شدی و کلی خندیدی الهی فدای خنده هات بشه مامانی.....
برای ناهار هم رفتیم تپه های عباس آباد درست تکه ای از بهشت خیلی با صفا بود کلی بازی کردی ساعت 5 هم دوباره برگشتیم گنجنامه چایی خوردیم و اتراق کردیم شب می خواستیم چادر بزنیم ...
برای شام هم رفتیم رستوران نعل اشگنه یه رستوران خیلی عالی با ویو خیلی قشنگ فقط حیف که داخل باغش جا نداشت و ما مجبور شدیم در سالنش غذا بخوریم....
بعد از شام اومدیم گنجنامه و تا 4 صبح گفتیم و خندیدیم ابته من و تو رفتیم تو چادر تا تو بخوابی مامانی زودتر از تو خوابش برده بود و خاله نسترن کلی غر غر کرد که چرا من خوابیدم ههههههههه
صبح هم زود بیدار شدیم و رفتیم در رونا پارک همدان صبحانه مفصل خوردیم و به طرف ساوه حرکت کردیم ساعت 2 رسیدیم به قول خاله هات حسابی میکروب شده بودی هههههههههههه تا رسیدیم 2 تایی رفتیم حمام و حسابی تر و تمیز شدی باباجونم تا ما بیایم ناهارو آماده کرده بود خوردیم و یه خواب حسابی کردیم .........
بعد از ظهر عمو جواد و زن عمو سمیه یه سر آمدند آنجا و بعد با هم رفتیم باغ خاله محبوبه مامان سکینه و بابا حسن هم آمدند خیلی خوش گذشت شام باغ بودیم و یکی از دوستاشون که گروه ارکستر داره وسایلشو آورد و تا ساعت 1 میزد و تو کلی نانای کردی ...
این هم از تعطیلات این هفته قند عسلم فعلاً بای


مسافرت دوباره به همدان با جیگر مامان
