ترافل ژله و کیانا!
سلام نفسم پنج شنبه شب بر خلاف اکثر هفته ها خونه بودیم و من وعسل خانم خیلی حوصلمون سر رفته بود و این گونه شد که دیدم کیانا خانم ترافل ها رو آورده و داره بازی میکنه منم رفتم مشغول شدم گفتم بذار اسمت رو با ترافل بنویسم!!!! این هنر دست من و کیانا کلی شکل و اجسام هندسی درست کردیم و خیلی خیلی خندیدیم. تجربه ی خوبی بود. بعد کیانا برد که بذارتشون سر جاش که باباش مثل این برق گرفته ها پرید از جاش و گفت کیانا جونم بعد از این همه دستمالی کردن که نمیشه دیگه اینا رو استفاده کنی بابا!!!! کیانا یه کم مردد شد و گفت بابا حیفه آخه تو میخوری دیگه!!!!!! کیانا بابای کیانا من ...
نویسنده :
عاطفه محمدی مجد
8:11








