کیانا خدامیکیانا خدامی، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 23 روز سن داره

فرشته ای از آسمون

خدایا صد هزار مرتبه به درگاهت شکر............

1391/4/14 9:49
275 بازدید
اشتراک گذاری

سلام قند عسلم

خوبی مامان الهی فدات بشم.ببخشید با تاخیر اومدم...................

چهار شنبه شب رفتیم تهران و پنح شنبه ساعت 11 از تهران به مقصد ساری حرکت کردیم و ساعت 2 شهر زیراب بودیم ولی بابا احمد از ویلایی که اونجا بهمون داده بودند خوششون نیومد و همون موقع رفتیم خود ساری یه ویلا توی جاده دریا برای یک شب اجاره کردیم..

شب ساعت 10 برای خواستگاری قرار داشتیم.کم کم آماده شدیم و رفتیم یه دسته گل خوشگل و شیرینی خریدیم و رفتیم.

مراسم خوبی بود و خدا رو شکر تا حدودی جواب مثبت بود و جواب نهایی به تحقیق خانواده منصوره جون در مورد ما بستگی داره.............

تا برگشتیم ویلا ساعت 1 بود رفتیم کنار دریا و تا ساعت 4 صبح اونجا بودیم که خیلی حال داد.

صبح هم راه افتادیم کم کم رفتیم سمت جنگل.دایی جون و منصوره جونم با هم رفتن بیرون تا صحبت کنن.

خیلی خیلی هوا گرم بود و رسماً کلللللللللللللللللللللللللللللللللللافه شدیم.

خلاصه تا برگردیم تهران با وجود ترافیک شدید و گرمای شدید هوا ساعت 1 نصفه شب شد.

صبح هم با خستگی فراوان رفتیم سرکار ولی من زود برگشتم ساعت 1 اومدم خونه ودوش گرفتم ولی شما نذاشتی من بخوابم ناززززززززززززززززززززززگلم

کیانا خیلی شیرین زبون شدی عسلم.میمیریم برات دوستت دارم بووووووووووووووووووووووووووووووس

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)