کیانا خدامیکیانا خدامی، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره

فرشته ای از آسمون

رفته بودیم عقد کنان با عسل مامان

1391/3/10 13:33
279 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گلم خوبی عسلم

چهار شنبه اون هفته قرار بود با مامان سکینه و بابا حسن و باباجون داود بریم قم عقد بهاره(نوه عمه بابا جون)خلاصه از سر کار اومدم و رفتم آرایشگاه وبعد اومدم خونه و کم کم آماده شدیم بریم بابا جونم اومد دوش گرفت و حاضر شد بعد هم رفتیم دنبال مامان سکینه و بابا حسن و رفتیم خدایی خوب بود و خوش گذشت امیدوارم خوشبخت بشن.........

شب تا بیایم و بخوابیم ساعت 2 شد ولی خدا رو شکر مامانی تعطیل بود و خیالش راحتتتتتتتتتتتتتتت

فردا قرار بود خاله لیلا و خاله اعظم بیان کمکم تا اساس ها رو با هم جمع کنیم.صبح اومدن و تا شب کلی کار انجام دادیم شما هم با  بابا رفتی خونه مامان سکینه چون لیلا هم یلدا کوچولو رو آورده بود و شما با هم نمیساختین.....

بعد که تو رفتی یلدا هم رفت پیش زن عموش تا ما راحت تر کار کنیم.

شب هم رفتیم خونه باباحسن خوابیدیم و صبح دوباره رفتیم خونه و تو موندی پیش مامان سکینه...

الهی بمیرم برات اشالا بذار بریم خونمون و جابه جا بشیم کلی می برمت ددرا عزیز مامان قلب مامان

فعلاً بای گل نازمنننننننننننن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

mamane Ali
9 خرداد 91 14:40
سلام عزیزم علی کوچولو با یه عکس با نمک تو مسابقه ی نینی و شکلک شرکت کرده.. خوشحال ميشم بهش راي بدین .برای دادن رای به آدرس http://noruz1391.niniweblog.com/post865.php برین و در قسمت نظرات رای خودتون رو بزارین