رفته بودیم عقد کنان با عسل مامان
سلام گلم خوبی عسلم
چهار شنبه اون هفته قرار بود با مامان سکینه و بابا حسن و باباجون داود بریم قم عقد بهاره(نوه عمه بابا جون)خلاصه از سر کار اومدم و رفتم آرایشگاه وبعد اومدم خونه و کم کم آماده شدیم بریم بابا جونم اومد دوش گرفت و حاضر شد بعد هم رفتیم دنبال مامان سکینه و بابا حسن و رفتیم خدایی خوب بود و خوش گذشت امیدوارم خوشبخت بشن.........
شب تا بیایم و بخوابیم ساعت 2 شد ولی خدا رو شکر مامانی تعطیل بود و خیالش راحتتتتتتتتتتتتتتت
فردا قرار بود خاله لیلا و خاله اعظم بیان کمکم تا اساس ها رو با هم جمع کنیم.صبح اومدن و تا شب کلی کار انجام دادیم شما هم با بابا رفتی خونه مامان سکینه چون لیلا هم یلدا کوچولو رو آورده بود و شما با هم نمیساختین.....
بعد که تو رفتی یلدا هم رفت پیش زن عموش تا ما راحت تر کار کنیم.
شب هم رفتیم خونه باباحسن خوابیدیم و صبح دوباره رفتیم خونه و تو موندی پیش مامان سکینه...
الهی بمیرم برات اشالا بذار بریم خونمون و جابه جا بشیم کلی می برمت ددرا عزیز مامان قلب مامان
فعلاً بای گل نازمنننننننننننن


رفته بودیم عقد کنان با عسل مامان
