کیانا نازنازی به دنیا آمد
عزیز مامان قربونت برم!
حالم خیلی خیلی بد بود منو آوردند خونه با نی نی گلم سعی می کردم خودمو با شرایط جدید وفق بدم ولی خیلی خیلی سخت بود ناخوابی و کم خوابی بهم فشار آورده بود سینه ام که زخم شد وای خیلی سختی کشیدم مامانی!
خلاصه تا ۱۲ فروردین تهران موندم تو دیگه یکماهت شده بود که باباجون آمد دنبالم و برگشتیم ساوه روزها به سرعت می گذشت و من و باباجون کم کم به شرایط جدید عادت کرده بودیم از اردیبهشت هم کم کم به صورت پاره وقت رفتیم با هم سرکا تو روهم با خودم می بردم قلب مامان! سخت بود ولی تحمل می کردم چون کارمو دوست داشتم تا ۱۰ شهریور که دیگه مرخصی تموم شده بود و باید کامل می رفتم سر کار فدات بشم ۶ ماهت شده بودی اوج شیرین کاریهات!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کیانا نازنازی به دنیا آمد
