کیانا خدامیکیانا خدامی، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره

فرشته ای از آسمون

درد ودل مادرانه....

1392/7/17 9:43
178 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دلم خوبی؟این مدت یه کم سرم شلوغه البته من همیشه همینطورم و میخوام از خدا وقت اضافه بگیرمنیشخند

عزیز دلم خبر خاصی ندارم واست جز اینکه یه کم آلرژیت عود کرده و همش سرفه میکنی و حالتهای سرما خوردگی داری خیلی واست نگرانم الهی بمیرم برات که شبا این سرفه ی لعنتی از خواب ناز بیدارت میکنهگریه

قلب من!

روز به روز داره میگذره و تو همه ی زندگی ما شدی.روز به روز بزرگتر و شیرین تر.......

مامانو ببخش اگه گاهی اوقات با خستگی هاش اذیتت میکنه شرمنده ام همه ی زندگیم.

بعضی وقتا به خودم میام میبینم اون قدر خودمو درگیر کار و کلاس و مهمونی و بیرون کردم که تو رو یادم رفته! یادم رفته که همه ی تلاش من به خاطر توئه.........

مامانو ببخش اگه واست وقت کافی نمیذارم.ناراحت

هر وقت از سر کار میرسم هر جا باشی بدو بدو میری قایم میشی(به قول خودت با اون زبون شیرینت میری گم بشیخنده)منم خودمو میزنم به نگرانی و ناراحتی که دخترم کجاست و دلم براش تنگ شده و بعد هم یه آغوش مادرانه و یه دختر مهربون.......

وای که نمیدونی وقتی می پری تو بغلم و دستاتو دور گردنم حلقه میکنی انگار هر چی آرامشه تو دنیا میشه مال من......

و من مغرور از داشتن دختری چون تو.........

کیانای من دختر قند عسلم!

اون قدر مهربونی که با دیدن خستگی من میگی:مامان بیام ماساژت بدمزبانتو این همه مهربونی رو از کجا میاری؟این همه عشقو و عاطفه رو از کی یاد گرفتی؟

همیشه تو کارا میخوای بهم کمک کنی و خودتو دخالت بدی منم کیف میکنم وقتی مثل یه خانم دستمال دست میگیری و مثلا گرد گیری میکنی وای که چقدر این حس قشنگه......

وقتی رو پاهام میشینی و با صورتم و موهام ور میری و تند تند با هر بوسه ی من تو هم میخوای عقب نمونی و بوسم میکنی انگار هرچی عشقه تو دنیاست سهم ماست.........

کیانا بذار بگم که روزی که میام خونه و تو نیستی یعنی هنوز باباجون شما رو نیاورده خونه واسم جهنمه به خدا گوشه گوشه ی خونه صدای خنده هات رو میشنوم و می بینمت.......

تو همه ی زندگی ما هستی نمیتونم ببینم یه روز خدای نکرده حالت خوب نباشه وقتی از شدت سرفه قرمز میشی و میری اسپری رو میاری نمیدونی چه حالی میشم.........گریه

امیدوارم هر چه زودتر این سرفه ها خوب بشن.

دنبال یه متخصص خوب میگردم ببرمت پیشش درمونت کنم ........

نفس مامان خیلی دوستت دارم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

فرشته
28 مهر 92 8:33
عاطفه جون این چیزا چیه مینویسی. گریه منو در آوردی دختر