کیانای ناز من
سلام قند عسلم خوبی
بازم باید بگم مامان تنبلتو ببخش
آخه دوباره خیلی وقته نتونسته بیام.سرم خیلی شلوغه دخترم پایان ساله و من کلی کار دارم این ممیزی ها هم که قوز بالا قوز شده.............
مامان اکرم اینا خدا رو شکر 13 بهمن اسباب کشی کردند و آمدند ساوه.11 بهمن تولد ندا(دختر دایی مامان عاطی)بود رفتیم تهران عروسی و 13 با اسباب ها و مامان اکرم اینا اومدیم ساوه
البته هنوز خونه ای که خریده بودند خالی نشده بود و مامانی اینا اومدند خونه ی ما
دوشنبه بهشون کلید داد ولی خونه یه کم رنگ کاری نیاز داشت و خلاصه طولانیش نکنم هنوز پیش ما هستند تا کاملا اونجا آماده بشه برای زندگــــــــــــــــــــــــــی.....
تو هم که خیلی خیلی خوشحالی
چون صبحها دیگه بیدارت نمیکنیم و تا هر موقع که بخوای لا لا میکنی و وقتی هم بیدار میشی با دیدن مامانی اکرم و بابا جون احمد کلی ذوق میکنی.
دیگه استرس و نگرانی تنها موند ن ودوری از من رو هم کمتر حس میکنی............
الهی فدات بشم خیلی دوستت دارم..
کیـــــــــــــــــــــــــــــــــانا خیلی شیرین زبونی خیلی...............


کیانای ناز من
