عزیز دلم مامانو به خاطر تموم این نامهربونیهاش ببخش....
دلم به اندازه یه دنیا گرفته خیلی ناراحتم خیلی..........
از چهارشنبه تا شنبه خونه بودم و هر روز با نوازش دستای کوچولو و پر مهر تو بیدار میشدم ......
همینکه منو کنارت میدیدی با احساس آرامشی که توی چهره نازت مشخص بود دوباره چشمای قشنگت رو میبستی و میخوابیدی.........
دختر نازم مامانو ببخش که تنهات میذارم و میام سرکار به خداوندی خدا تموم این مشکلات رو به خاطر آسایش فردای تو به جون میخرم.
تموم این با استرس از خواب بلند شدنای خودم و یواشکی آماده شدنم برای اینکه تو بیدار نشی رو به خاطر آسایش فردای تو تحمل میکنم.
این چند روز که پیشت بودم هر روز که هراسون از تو اتاق صدام میکردی بدوبدو میومدم و بغلت میکردم و تو با اون زبون شیرینت و صدای گرفته ای از شدت خواب میگفتی مامانی فکرکردم رفتی سر کار!!!!!!!!
الهی فدات بشم نمیدونم چرا امروز اینطوری شدم خیلی دلتنگتم خیلی خیلی عروسک مامان........
امیدوارم که این ندیدنای من تاثیر منفی تو روحیه ی نازت نذاره خیلی نگرانتم خیلی....
دختر ملوس و ناز مامان عاشقتم


عزیز دلم مامانو به خاطر تموم این نامهربونیهاش ببخش....
